تبليغاتX
-

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

-



بازهم خاطره ات دست مرا میگیرد...

 

منم شبی به خاطره ها تبدیل میشوم

خط میخورم ز هستی و تعطیل میشوم

مرا به خاطره ها نه !!!

به خاطر بسپار...

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

سلااااااااااااااااااااااااااااااااام سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام یه سلام دوباره خدمت شما همه عزیزان....حالتون خوبه؟ایشالله حال همتون خوب باشه....واااااااااااااااااای خدای من دو ماه آموزشی تموم شد... با هر سختی و خوبی و بدی بالاخره تموم شد....دوران خوبی هست خیلی خاطرات دارم ازش ولی دوس ندارم برگردم بهش.... هر چند دور شدن از دوستام واسم سخته.... فکرشو بکنید با یه جمعی دوماه روزگار رو باهم بخوابید باهم غذا بخورید باهم سختی بکشید باهم بخندید.... وقتی بخوای از هم جدا بشید چه حالی دارینروز اخری که هر کس یه جایی افتاده بود همه زار زار گریه میکردنبعضی ها از جایی که افتاده بودن خوشحال بودن ولی بعضی ها بدجوری اعصابشون ریخته بود بهم... همونطوری که میدونید من به عنوان سرباز معلم قبول شدم و باید یه دوره تقریبا بیست روزه برم قم بعد از اون هم میرم بندرعباس و ادامه خدمت مقدس سربازی(سر عمر)رو میدم.من از جایی که افتادم ناراضی نیستم قسمت بوده من برم اونجا خدا خودش میدونه که کجا باشم بهتره به هر حال یک ماهش که قم هستم بقیه اش هم خدا کریمه....

راستی چون ما سرباز معلم بودیم یه هفته بهمون مرخصی دادن البته دارم کم کم به اخرش میرسم... فردا دارم میرم قم...اما کسانی که سرباز معلم نبودن همون روز اخری که ترخیص شدیم سوار اتوبوس شدن از خود پادگان یه راست رفتن جایی که افتاده بودن و مرخصی نداشتن

خوب بگذریم طبق قولی که بهتون داده بودم خاطراتمو میخوام واستون بنویسم.... البته نمیدونم چی بگم با اینکه دوتا دفتر پر از خاطرات روزانه دارم ولی موندم واسه شما چطوری بگم.... یکم با خودم فکر کردم  و تصمیم گرفتم اول از همه چی دفترامو بهتون نشون بدم از همه چی بهتره اخر کار هم یکی دو تا خاطره جالب رو واستون تعریف میکنم امیدوارم خوشتون بیاد...

 خوب دیگه کمتر حرف بزنم بریم سر اصل مطلباول از همه چیز دوست دارم دفتر خاطراتمو بهتون نشون بدم البته اول جلدش رواینم از دوتا دفتر خاطرات من

این دومی رو یکم شادتر انتخاب کردم اخه نزدیک به سه آذر بود(کشتی ما رو با این سه آذرت)

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

این از دفترام که دیدید .. خوب با هم بریم دفترمو باز کنیم و چند صفحه ایش رو باهم بخونیم

اینم از شعر اول دفترم

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

خوب یکی از خاطراتم رو واستون میگم...اگر بد بود به بزرگی خودتون ببخشید اخه اولین باری هست میخوام توی وبم خاطره بنویسم....چند روز پیش به یه بنده خدایی داشتم میگفتم توی خدمت خاطراتمو مینوشتم و چندتا از خاطراتمو واسش گفتم بهم خندید....میگفت که خاطره و خاطره نویسی یه کار دخترونه هست.... اما به نظر من این حرف درست نیست هر کس میتونه خاطره بنویسه و خاطرات خودش رو توی یه دفتر ثبت کنه... مگه پسرا چشونه؟؟

 جوراب سفید من

خوب اولین خاطره ای که الان به ذهنم اومد و شاید هیچ وقت هم فراموشش نکنم ماجرای این جوراب سفید من بود.اول باید بهتون بگم که من خیلی علاقه به پوشیدن جوراب سفید دارم اخه خیلی شیک هست به همه نوع لباسی هم میاد چه شلوار پارچه ای بپوشی چه شلوار لی ... خلاصه از اونجایی که موقعی که رفتم سربازی من جوراب سفید پوشیده بودم ... در چند روز اول اموزشی لباس بهمون نداده بودن تقریبا چهارمین روز بود که همه چی از لباس پتو بگیر تا  مسواک صابون جوراب و ....    خلاصه من توی این مدت جوراب خودمو پوشیده بودم و میشتم و دوباره همونو میپوشیدم تا اینکه بعد از یه هفته که از اموزشی گذشته بود تازه میخواستن واسمون جشن افتتاح دوره بگیرنهمه رفتیم توی نماز خونه و اماده شدیم که مراسم شروع بشه..... همون اول کار همه سرباز ها حدودا ۲۷۰۰ تا سرباز ایستاده بودیم که یهو دیدم یکی از پاسدارها که ماشالله هیکلی هم بود و چهره خشنی هم داشت داره از بین جمعیت میاد طرف من ... اصلا فکر نمیکردم بخواد بیاد پیش من ... یهو دیدم راست راست داره میاد طرف من ... گفتم خدا یعنی با من کار داره؟؟؟؟؟ما هم همه تازه وارد بودیم نمیدونستیم چه خبره..... خلاصه اومد جلوی منو با چهره عصبانی به من نگاه کرد و گفت : مگه به تو لباس و اینا ندادن؟؟؟ گفتم چرا دادن؟ گفت : پس چرا جوراب سفید پوشیدی؟؟؟؟؟یه نگاه به پام انداختم دیدم همه جوراباشون سیاه و فقط منه تنها بین این همه جمعیت جوراب سفید پوشیدم ... گفتم ببخشید چشم عوضش میکنمبعد طرف رفتخداییش خیلی ضایع بود فکرشو کن بین این همه جمعیت فقط یه نفر جورابش با بقیه فرق کنه

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 اینم یه شعر که از توی دفترم انتخاب کردم

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 اپم رو کرده بودم اما این قسمت هم اضافه شد.....کاش اضافه نمیشد

برام دعا کن عشق من ، همین روزها بمیرم

اخــه دارم از رفتــنت بــد جــوری گـــر میگیرم

دعـا کنم که این نفس ، تمــوم شه تا سپیده

کسی نفهمه عاشقت ، چی تا سحر کشیده

ایـــــن آخرین باره عزیز ، دستامو محکم تر بگیر

آخه تو که داری می ری ، به من نگو بمون، نمیر

تو میری و یه باغ ســبز ، درش بروت بــــازه هنوز

من باغ سوخته ام نازنین ، باشه برو با من نسوز

هستم ولی نیستم هر لحظه در کنارت

نیستم ولی هستم هر لحظه من بیادت

 

 چقدر سخته ....


پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 |





نازترین عکسهای ایرانی

آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386

بازهم خاطره ات دست مرا میگیرد...
سلام...
خداحافظ...
انا انزلناه فی لیله القدر
نیمه شعبان...
اعیاد شعبان...
عید مبعث...
هی نگو خداحافظ...
دعا کن...
میلاد حضرت علی(ع) و وفات حضرت زینب(س)

تک
بهاره
فافا
شیما
سحر
زهره
سمانه
سپیده
انعکاس
ترانه پاتوق
فائزه و شادی
فرزانه
تصاویر زیباسازی وبلاگ

RSS 2.0

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی