تبليغاتX
تسلیت قلب صبورم
دل شکسته

خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت

از فکر اینکه قد نکشیدم دلم گرفت

از فکر اینکه بال و پری داشتم ولی

بالاتر از خودم نپریدم دلم گرفت

از اینکه با تمام پس انداز عمر خود

حتی ستاره ای نخریدم دلم گرفت

کم کم به سطح آینه برف می نشست

دستی بر آن سپید کشیدم دلم گرفت

دنبال کودکی که در آن سوی برف بود

رفتم ولی به او نرسیدم دلم گرفت

نقاشی ام تمام شد و زنگ خانه خورد

من هیچ خانه ای نکشیدم دلم گرفت

شاعر در کنار جو گذر عمر دید و من

خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 16:30  توسط حامد | 
 

خیلی وقته اینجا پرسه میزنم

جای رد پا تو من نیستی و بوسه میزنم

اگه حتی تو جوابمو ندی

من بازم با عکس تو حرف میزنم

تسلیت قلب صبورم دیگه اون دوست نداره

سهم اون یه عشق تازه  سهم تو طناب داره

بسه اشکاتو نگه دار غم تو یکی دو تا نیست

پا نزار روی غرورت جای اون به زیر پا نیست

 

   

      سهم تو طناب داره

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 17:40  توسط حامد | 

آمدازباغ نگاهم برگ سبزی چیدورفت

واژه  امید ازچشمان من دزدیدو رفت

اوکه عمری باغزلهای دلم خوکرده بود

عاقبت ازایل چشم شاعرم کوچیدورفت

ازتمام کوچه های بغض من اوکردعبور

هق هق این کودک احساس رانشنیدورفت

وسعت غم های من درپیش چشمش بودولیک

خاطرات تلخ وشیرینش به من بخشیدورفت

گرچه اومرهم نشدبرزخم های قلب من

روی زخم کهنه ام مشتی نمک پاشیدورفت

گریه هایش رادرون بقچه ای پیچیده بود

وقت رفتن بالبی خندان مرابوسیدورفت

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 12:9  توسط حامد | 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 18:48  توسط حامد | 

 

 

گالری عکس عاشقانه  گالری عکÃ

تقدیم تو باد

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 18:44  توسط حامد | 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:38  توسط حامد | 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 15:55  توسط حامد | 

تو همون بودی و هستی

که می خوام براش بمیرم

از خدا خواستم همیشه

پیش تو آروم بگیرم

تو واسم دنیای عشقی

تو تموم لحظه هامی

تازه میشه روح و جونم

وقتی که تو پا به پامی

از خدا می خوام همیشه

که کنار تو بمونم

شمع باش پروانه میشم

تا کنار تو بسوزم

وقتی چشمات گریه میکرد

آرزوم بود که بمیرم

کاش بودم کنارت ای گل

تا که دستاتو بگیرم

تو یه قطره از خدایی خدایی خدایی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 15:48  توسط حامد | 

رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونمو دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا

نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 16:15  توسط حامد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بامن که شکسته ام کمی راه بیا

بالی بگشا و گاه و بیگاه بیا

آزرده مشو بیا گناه از من بود

گفتم که مقصرم تو کوتاه بیا

نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
پیوندها
شاد بلاگ
شیما
نادیا
مهشید
مریم
عسل
دل نیا
دانیال
شمیسا
تنها در پاییز
تک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان